126ولى اين سخن قابل پذيرفتن نيست زيرا هيچگاه حكم موضوع خود را تغيير نمىدهد، حكم رتبةً مؤخر از موضوع است و امر الهى موجب تبدل و عوض شدن ماهيت موضوع نمىگردد. مثلاً اگر سبّ كردن به مردم توهين به آنان است اگر فرضاً خداوند در جايى امر به آن نمايد ماهيت آن سب و توهين بواسطه امر الهى عوض نمىشود. و اين سخن بسيار دور از واقع است كه كسى بگويد: شرك بر دو قسم است مجاز و ممنوع و سجده فرشتگان بر آدم از قسم شرك مجاز و ممدوح بوده است!!، زيرا شرك در هيچ صورتى مجاز نيست و عمل فرشتگان اصلاً شرك نبوده است. گرچه كلام عمر كه مىگويد: من حجر الاسود را تنها به اين جهت مىبوسم كه ديدم پيامبر آن را مىبوسيد وگرنه مىدانم اين سنگ سود و زيانى ندارد و آن را نمىبوسيدم 1 نيز اشعار به آن دارد كه بگويد اين عمل از قسم شرك مجاز است.
پس روشن شد كه نفس سجود عبادت نيست مگر همراه با اين اعتقاد قلبى باشد كه سجده كننده عبد باشد و مسجود له ربّ او باشد. و از ميان احتمالاتى كه ذكر شد احتمال هفتم بهترين پاسخ است.
بدترين نوع شرك
شرك مقابل توحيد است و با شناخت بهتر شرك، توحيد را نيز بهتر مىتوان شناخت زيرا «تعريف الاشياء باضدادها». و شرك بر چند قسم است 1- شرك ذاتى كه همان ثنويت يا تثليث يا اعتقاد به چند مبدأ براى جهان است. 2- شرك در خالقيت. 3- شرك در صفات كه غالباً در اشاعره وجود دارد. اين نوع شرك شايد از نوع شرك خفى باشد كه به جهت آنكه مربوط به مباحث دقيق كلامى و فلسفى است اعتقاد به آن موجب خروج از اسلام نمىشود. 3- شرك در عبادت. كه اين شرك مربوط به عمل است و آن دو قسم ديگر شرك نظرى است.
كسى كه اعتقاد به تفويض داشته باشد يعنى بگويد خداوند جهان را آفريده و اكنون