108شده باشد. اوست كه: أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبٰاتاً 1 اوست كه أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ 2 شما را از زمين برانگيخت و آفريد. آنچه از اينگونه آيات استفاده مىشود به چند وجه قابل تبيين است مانند برهانهاى حدوث، حركت، نظم، برهان امكان ماهوى، و عميقتر از همه كه همان برهان امكان فقرى است و به هر تقدير منشأ فاعلى شما خداوند است. اگر منشأ فاعلى شما خداوند است و اوست كه به شما قدرت داد و زمين را مسخرتان كرد تا آن را آباد كنيد وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيهٰا 3 و زمين را زير پايتان ذلول و نرم كرده و قدرت بهرهبردارى و تعمير آن و نيز شكافتن كوهها را به شما داد وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبٰالِ بُيُوتاً 4آيا نبايستى شما معبود و ربّتان را عبادت كنيد تا رابطهتان با او برقرار باشد؟ او هم خالق و هم رب شماست. هم شما را آفريده و هم مىپروراند. هم به شما هستى بخشيده و هم به شما هوش و فكر داده است. هم اصل ذاتتان را تأمين كرده و هم كمالات ذاتتان را به شما داده است پس بايد او را عبادت كنيد و در اين عبادت هم موحد باشيد، زيرا نه در آفرينش او شركتى راه دارد و نه در پرورش وى. اگر خداوند در خالقيت و ربوبيت واحد است پس شما هم در عبادت او بايد موحد باشيد». 5 و در جاى ديگر فرموده: «اگر منشأ فاعلى شما خداى سبحان است و به شما قدرت داد و زمين را هم مسخرتان كرد تا آن را آباد كنيد، قدرت تعمير زمين را به شما داد پس بايد معبودتان را ربّتان قرار دهيد و با او رابطه برقرار كنيد». 6صدرالمتألهين نيز دليل بر توحيد عبادى را فقر وجودى انسان به خداى متعال قرار داده است. 7آنچه كه گذشت قابل تحليل به چند برهان مختلف براى اثبات توحيد عبادى است