121دلدارىهاى شوهر، مىگفت: چه زود به ديدار خدا خواهم رسيد.
همين كه عباس عموى پيغمبر فهميد، بيمارى فاطمه عليها السلام شدت يافته، براى عيادت به در خانهاش رفت ولى موفق به ملاقات نشد؛ زيرا گفتند مرض فاطمه خيلى سخت شده، عباس برگشت و به على عليه السلام پيام داد: من از مرض دختر پيغمبر خيلى اندوهگينم. گمان مىكنم او نخستين كسى باشد كه از طايفۀ ما، به محمد صلى الله عليه و آله مىپيوندد. پيغمبر زهرا را از همه كس بيشتر دوست داشت. اگر روزى حادثۀ ناگوارى براى او پيش آمد، مرا مطّلع كن تا مهاجر و انصار را خبر دهم، حاضر شوند و اجر خود را ببرند.
على عليه السلام پاسخ داد: ما مهربانى عموى بزرگوار را فراموش نمىكنيم و نظريۀ او را تقديس مىنماييم ولى فاطمه مظلوم بود، ارثش را گرفتند و حقش را غصب كردند و وصيت پيغمبر را دربارۀ او رعايت ننمودند.
او نيز به من سفارش كرد، مرگش را پنهان كنم از اين رو از موافقت با درخواست تو معذورم.