109
در راه خدا مىزد و از حملههاى گرانى بود كه در راه رضاى خدا مىنمود.
به خدا اگر على را در كارى كه محمد صلى الله عليه و آله سر رشتۀ آن را به دستش داده بود، آزاد مىگذاشتند، چنان آرام و بىحركت سيرشان مىداد، كه نه سوار زحمت كوفتگى و خستگى ببيند و نه مركب آزار مهار را احساس كند.
اگر زمام خلافت را به على مىدادند، آنها را در آبشخورى صاف و پهناور و سرشارى فرود مىآورد، تا سيراب شده و از سوز تشنگى و زحمت گرسنگى برهند.
اگر على رشتۀ كار را به دست گرفته بود، درهاى بركت از آسمان و زمين به رويشان گشوده مىشد ولى سرپيچى كردند و نگذاشتند و چه زود خدا به كيفر كار زشتشان خواهد رسانيد.
حالا گوش بده، چند كه زنده باشى روزگار به تو شگفتىها خواهد نماياند و حوادث تو را به تعجب خواهد آورد.
به كدام نوشته تكيه كردند!؟ و به كدام ريسمان محكم چنگ زدند كه مهتر را گذاشته كهتر را گرفتند و سر را نهاده به دم چسبيدند؟!