103 مدينه، يوسُف آل على را بردم و اكنون
جواد غفورزاده -\شفق
تلخى انتظار مىكُشدم
من مُريد سپيدۀ سحرم ظلمت شام تار مىكُشدم
محمدى
من آن مرغم كه بال و پر ندارم