57نبايد به اصول و مبانى گسترش يابد؛ چون اگر چنين شود، نظام سياسى دچار تزلزل مىشود. ايشان، اختلافنظرها را وراى اصول بنيادين دانست. ازاينرو، در بيان علت موافقت خود با انشعاب روحانيون از روحانيت فرمود:
همه در اصول با هم مشتركند و به همين خاطر است كه من آنان را تأييد مىنمايم. آنها نسبت به اسلام، قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براى كشور و مردم مىسوزد. اكثريت قاطع هر دو جريان مىخواهند كشورشان مستقل باشد. هر دو مىخواهند سيطره و شرّ زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خيابان را از سر مردم كم كنند... هر دو مىخواهند اسلام قدرت بزرگ جهان گردد. پس اختلاف بر سر چيست؟ اختلاف بر سر اين است كه هر دو عقيدهشان است كه راه خود(شان) باعث رسيدن به اين همه است. 1امام چون اختلاف را در روش و نه در اصول مىديد، آن را تأييد كرد و مثبت دانست.
3/3. پاىبندى همگانى به قانون
التزام به محوريت قانون در حل و فصل اختلافات از جمله مصداقهاى وفاق ملى است. امام خمينى رحمه الله با عنايت به همين نكته مىفرمايد:
نمىشود (از كسى) پذيرفت كه... قانون را قبول نداريم... مردمى