58پسر طلبه هم دارد كه يكىشان مدّتى در قم درس خوانده است.
آقاى عمرى، سادات و فقراى شيعه در مدينه را هم از نظر دور نمىدارد، هر چند خودش چندان از امكانات برخوردار نيست، ولى علاقهمندانى هستند كه مساعدتهايى مىرسانند. خودش در زمان مرحوم آيةاللّٰه بروجردى هم مدّتى در قم بوده است. از اين رو و به خاطر ارتباط با ايرانيها، فارسى هم تا حدّ زيادى مىداند و مىتواند به فارسى حرف بزند.
احساس كردم در ايران هستم. اذان به سبك شيعه گفته شد، يعنى با شهادت بر ولايت امير مؤمنان و فرزندانش. هنگام نماز، مهر گذاشتيم، صلواتها به سبك شيعه، مغرب و عشاء را هم باهم خوانديم.
حسينيّه پر بود از ايرانى، پاكستانى، بحرينى، عربهاى محلّى و ... در حدود 1000 نفر مىشدند كه در خود آن محلّ و چند اتاق وصل به حسينيّه، به نماز ايستاديم. بر ديوار آن چند تابلو و قاليچه با نوشتۀ «يا قائم آل محمّد» ديده مىشد.
هميشه تعدادى از كاروانهاى ايرانى در نزديكى اين منطقه اسكان مىيابند و آنان كه آشنايند، در نماز آنجا شركت مىكنند تا شيعه از غربت درآيد، در سالهاى قبل، هميشه وقتى رفت و آمد و حضور حجاج ايرانى به اين منطقه زياد مىشد و گاهى خودش در حسينيّه و پسرش در محوّطۀ باز زير درختان و ... نماز مىخواندند، از طرف سعوديها براى آقاى عمرى محدوديّتها و فشارهايى اعمال مىشد و به همين خاطر گاهى ايرانيان ملاحظه مىكردند تا خيلى