51سالهاى قبل نيز چنين بود. اين بود كه حجّاج ما مشتاقانه چشم به راه آن شب جمعه بودند و اگر برنامۀ سفر چنان بود كه فيض دعاى كميل مدينه را درك نمىكردند، كلّى غصه و اندوه داشتند.
بعضيها طبق زمانبندى پروازها، اين روزها يكراست به مكّه مىروند. دعاى كميل آنان در نوبت دوّم حضور حجاج در مدينه برگزار مىشود. اصطلاحِ «مدينه قبل» و «مدينه بعد» جا افتاده است.
هر كدام هم مزايايى دارد. نمىتوان بطور كلّى يكى را ترجيح داد.
همين شور و حال برگزارى مراسم دعا، يك بار ديگر، پس از اعمال حج كه نيمى از زائران به مدينه مىآيند، تكرار مىشود. كار آنان، با رواياتى كه مىفرمايد: اعمال حج را كه انجام داديد، به زيارت ما بياييد و حج را با ديدار ما كامل كنيد، سازگارتر است، يا احاديثى كه تأكيد دارد بر «لقاء امام» و عرضه كردن نصرت و يارى بر ولىّ و حجّت خدا، اين نوعى ديگر از جنبۀ سياسى و ولايى حج است و حاجى بايد ولايت و همبستگى خويش را با رهبرى الهى، اعلام كند و نشان دهد.
دسته دسته ايرانيان از هر سو به جوار حرم پيامبر و كنار بقيع آمدند. باز هم بقيع، پذيراى دلهاى مشتاق و اشكهاى گرم نجواگران دلسوخته شد. مدينه، راوى غمهاى بزرگ و اندوههاى ديرين است.
هرگاه گوش درد آشنا بيابد، با زبانِ بىزبانى، قصۀ رنج و غربت سر مىدهد. اين شب جمعه نيز يكى از آن فرصتها بود.
مدينه، بار غم بر زمين نهاد، خسته از مظلوميّت ديرين. زائران