93شده است. او مىخواهد در جامعه اسلامى، آشوب به پا كند. او با خليفه پيامبر سر جنگ دارد.
اين صداى عمرسعد است كه به گوش مىرسد. او در حالى كه بر اسب خود سوار است و گروه زيادى از سربازان همراه او هستند، مردم را تشويق مىكند تا به كربلا بروند. 1اى مردم، گوش كنيد! حسين از دين جدّ خود خارج شده و جنگ با او واجب است. هر كس مىخواهد كه بهشت را براى خود بخرد، به جنگ حسين بيايد. هر مسلمانى وظيفه دارد براى حفظ اسلام، شمشير به دست گيرد و به جنگ با حسين بيابد.
اى مردم! به هوش باشيد! همه امّت اسلامى با يزيد، خليفۀ پيامبر بيعت كردهاند. حسين مىخواهد وحدت جامعه اسلامى را بر هم بزند. امروز جنگ با حسين از بزرگترين واجبات است.
مردم! مگر پيامبر نفرموده است كه هر كس در امّت اسلامى تفرقه ايجاد كند با شمشير او را بكشيد؟
آرى! خود پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: «هر گاه امّت من بر حكومت فردى توافق كردند، همه بايد از آن فرد اطاعت كنند و هر كس كه مخالفت كرد بايد كشته شود». 2همسفر خوبم! دروغ بستن به پيامبر كارى ندارد. اگر كسى عاشق دنيا و رياست باشد به راحتى دروغ مىگويد.
حتماً شنيدهاى كه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داده است كه بعد از من، دروغهاى زيادى را به من نسبت خواهند داد. 3 پيامبر صلى الله عليه و آله در سخنان خود به اين نكته اشاره كردهاند كه روزى فرزندم حسين، به صحراى كربلا مىرود و مردم براى كشتن او جمع مىشوند. پس هركس كه آن روز را درك كند، بايد به يارى حسينم برود. 4اگر ما خودمان را جاى آن جوانانى بگذاريم كه هميشه عمرسعد را به عنوان يك دينشناس وارسته مىشناختند، چه مىكرديم؟ آيا مىدانيد كه ما بايد از اين جريان، چه درسى بگيريم؟
آخر تا به كى مىخواهيم فقط براى امام حسين عليه السلام گريه كنيم، امّا از نهضت عاشورا درس