69نگاه كن! آن سياهىها هم تغيير مسير مىدهند. آنها به دنبال ما مىآيند. 1
خيمهها در «ذو حُسَم» بر پا مىشود و همۀ ما آماده مقابله با دشمن هستيم.
كمى بعد سپاهى با هزار نفر جنگجو نزديك مىشود. امام از آنها مىپرسد:
- شما كيستيد؟
- ما سپاه كوفه هستيم.
- فرماندۀ شما كيست؟
- حُرّ رياحى.
- اى حُرّ! آيا به يارى ما آمدهاى يا به جنگ ما؟
- به جنگ شما آمدهام.
- لا حولَ و لا قوّةَ الا باللّٰه. 2سپاه حُرّ تشنه هستند. گويا مدّت زيادى است كه در بيابانها در جستوجوى ما بودهاند.
اينها نيروهاى گشتى ابنزياداند، من مىخواهم در دلم آنها را نفرين كنم. آنها آمدهاند تا راه را بر ما ببندند.
گوش كن! اين صداى امام حسين عليه السلام است: «به اين لشكر آب بدهيد، اسبهاى آنها را هم سيراب كنيد». 3ياران امام مَشكها را مىآورند و همۀ آنها را سيراب مىكنند. خود امام حسين عليه السلام هم، مشكى در دست گرفته است و به اين مردم آب مىدهد. اين دستور امام است: «يال داغ اسبها را نيز خنك كنيد». 4به راستى، تو كيستى كه به دشمن خود نيز، اينقدر مهربانى مىكنى؟
اين لشكر براى جنگ با تو آمدهاند، امّا تو از آنها پذيرايى مىكنى!
اى حسين! اى درياى عشق و مهربانى!