245برمىخيزد و به ابنزياد مىگويد: «آن نامه را در جاى امنى گذاشتهام، تا اگر كسى در مورد قتل حسين به من اعتراضى كرد، آن نامه را به او نشان بدهم».
نگاه كن! عمرسعد از قصر بيرون مىرود. او مىداند كه ديگر از حكومت رى خبرى نيست!
به راستى، چه زود نفرين امام حسين عليه السلام در حق او مستجاب شد. 1