236در چهرۀ او ذلّت و خوارى نمىبينم. مگر او اسير ما نيست؟! او كيست كه چنين با غرور و افتخار نشسته است. چرا رويش را از من برگردانده است؟
ابنزياد فرياد مىزند: «آن زن كيست؟» هيچ كس جواب نمىدهد. بار دوم و سوم سؤال مىكند، ولى جوابى نمىآيد. ابنزياد غضبناك مىشود و فرياد مىزند: «اينان كه اسيران من هستند، پس چه شده كه جواب مرا نمىدهند». 1آرى! زينب مىخواهد كوچكى و حقارت ابنزيادرا به همگان نشان دهد.
سكوت همه جا را فرا گرفته است. ابنزياد بار ديگر فرياد مىزند: «گفتم تو كيستى؟».
جالب است خود آن حضرت جواب نمىدهد و يكى از زنان ديگر مىگويد: «اين خانم، زينب است».
ابنزياد مىگويد: «همان زينب كه دختر على و خواهر حسين است؟».
و سپس به زينب رو مىكند و مىگويد: «اى زينب! ديدى كه خدا چگونه شما را رسوا كرد و دروغ شما را براى همه فاش ساخت».
اكنون زينب عليها السلام به سخن مىآيد و مىگويد: «مگر قرآن نخواندهاى؟ قرآن مىگويد كه خاندان پيامبر را از هر دروغ و گناهى پاك نمودهايم. ما نيز همان خاندان پيامبر هستيم كه به حكم قرآن، هرگز دروغ نمىگوييم!». 2جوابِ زينب كوبنده است. آرى! او به آيۀ تطهير اشاره مىكند، خداوند در آيه 33 سورۀ "احزاب" چنين مىفرمايد:
« إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»
خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.
همه مىدانند كه اين آيۀ در مورد خاندان پيامبر نازل شده است.
ابنزياد ديگر نمىتواند قرآن را رد كند. به حكم قرآن، خاندان پيامبر دروغ نمىگويند، پس معلوم مىشود كه ابنزياد دروغگوست.