132اين صداى عمرسعد است كه مىشنوى: «اى لشكر خدا، پيش به سوى بهشت»! 1درست شنيديد! اين صداى اوست: «اگر در اين جنگ كشته شويد شما شهيد هستيد و به بهشت مىرويد. شما سربازانى هستيد كه در راه خدا مبارزه مىكنيد. حسين از دين خدا خارج شده و مىخواهد در امّت اسلامى اختلاف بيندازد. شما براى حفظ و بقاى اسلام شمشير مىزنيد».
همسفرم! مظلوميّت امام حسين عليه السلام فقط در تشنگى و كشته شدنش نيست. يكى ديگر از مظلوميّتهاى او اين است كه دشمنان براى رسيدن به بهشت، با او جنگيدند. براى اين مصيبت نيز، بايد اشك ماتم ريخت كه امام حسين عليه السلام را به عنوان دشمن خدا معرفى كردند.
تبليغات عمرسعد كارى كرد كه مردم نادان و بىوفاى كوفه، باور كردند كه امام حسين عليه السلام از دين خارج شده و كشتن او واجب است.
آنها با عنصر دين به جنگ امام حسين عليه السلام آمدند. به عبارت ديگر، آنها براى زنده كردن اسلامِ ساختگى، با اسلام واقعى جنگيدند.
امام حسين عليه السلام كنار خيمه نشسته است. بىوفايى كوفيان دل او را به درد آورده است.
لحظاتى خواب به چشم آن حضرت مىآيد. در خواب مهمان جدّش پيامبر صلى الله عليه و آله مىشود.
پيامبر به ايشان مىفرمايد: «اى حسين! تو به زودى، مهمان ما خواهى بود». 2صداى هياهوى سپاه كوفه به گوش مىرسد! زينب عليها السلام از خيمه بيرون مىآيد و نگاهى به صحراى كربلا مىكند.
خداى من! حملۀ كوفيان آغاز شده است. آنها به سوى ما مىآيند. شمشيرها و نيزهها در دست، همچون سيل خروشان در حركتاند.
زينب عليها السلام سراسيمه به سوى خيمۀ برادر مىآيد. امّا مىبيند كه برادرش، سر روى زانو نهاده و گويى خوابش برده است. نزديك مىآيد و كنار او مىنشيند و به آرامى مىگويد: