112مىخندد و مىگويد: «مگر همين حسين و پدرش نبودند كه آب را بر روى عثمان، خليفۀ سوم بستند تا به شهادت رسيد؟ مگر زن و بچۀ عثمان تشنه نبودند؟ ما امروز مىخواهيم انتقام عثمان را بگيريم».
از شنيدن اين سخن متحير شدم، زيرا تا به حال چنين مطلبى را نشنيدهام كه حضرت على عليه السلام و فرزندان او، آب را بر عثمان بسته باشند. امّا با كمال تعجب مىبينم كه تمام سپاه كوفه اين سخن را مىگويند كه اين تشنگى در عوض همان تشنگى است كه به عثمان روا داشتهاند.
عمرسعد نامۀ ابنزياد را به من مىدهد تا بخوانم. در اين نامه چنين آمده است: «امروز، روزى است كه من مىخواهم انتقام لبهاى تشنۀ عثمان را بگيرم. آب را بر كسانى ببنديد كه عثمان را با لب تشنه شهيد كردند».
مات و مبهوت به سوى فرات مىروم. آب موج مىزند. مأموران، ساحل فرات را محاصره كردهاند.
عبداللّٰه ازْدى را مىبينم. او فرياد برمىآورد: «اى حسين! اين آب را ببين كه چه رنگ صاف و درخشندهاى دارد، به خدا قسم نمىگذاريم قطرهاى از آن را بنوشى تا اينكه از تشنگى جان بدهى». 1حالا مىفهمم كه عمرسعد روى اين موضوع تشنگى تبليغات زيادى انجام داده است.
خيلى علاقهمند مىشوم تا از قصۀ كشته شدن عثمان و تشنگى او با خبر شوم.
آيا كسى هست كه در اين زمينه مرا راهنمايى كند؟ به راستى، چه ارتباطى بين تشنگى عثمان و تشنگى امام حسين عليه السلام وجود دارد؟
همسفرم! آيا موافقى با هم اندكى تاريخ را مرور كنيم. بايد به بيست و شش سال قبل برگرديم تا حوادث سال سى و پنج هجرى قمرى را بررسى كنيم.
عثمان به عنوان خليفۀ سوم در مدينه حكومت مىكرد. او بنىاُميّه را همه كارۀ حكومت خود قرار داده بود و مردم از اينكه بنى اميّه، بيت المال را حيف و ميل مىكردند، از عثمان