164روز يكشنبه 24 ذىحجه بود كه امام حسين(ع)همراه با يارانشان وارد منزل ذىالقاع شدند. طبرى از ابو محنف نقل كرده كه شخصى به نام عمرو بن نوران بهحضور امام رسيده و از آن حضرت سؤال كرد. عزم كجا داريد؟ امام فرمود: عازم كوفه هستم. آن مرد به امام گفت: تو را به خدا سوگند كه از اين راه برگرد زيرا تو به استقبال نيزهها و شمشيرها مىروى، اگر كسانى كه نامه و پيك نزد شما فرستادهاند، هزينه اين جنگ را برعهده مىگيرند و مقدمات كار را از هرجهت براى شما فراهم مىآوردند، به نزد آنها برو كه اين عزم پسنديدهاى است ولى آنگونه كه شما بيان كرديد من مصلحت شما را در رفتن بسوى مردم كوفه نمىبينم. امام(ع)فرمود: اى بنده خدا! آنچه را كه تو گفتى بر من پوشيده نيست و راى همان است كه تو ديدهاى ولى بر مقدرات الهى كسى غالب نخواهد شد.
15. بطن العقبه:
روز دوشنبه 25 ذىحجه سال 60 هجرى قمرى امام حسين(ع)همراه با كاروان خود به بطن العقبه رسيدند و بطن العقبه نام دشتى است كه در آن منبع آبى براى بنى عكرمه بن بنى وائل وجود دارد. ابن عبدريه از امام صادق(ع)نقل كرده كه آن حضرت فرمود: چون حسين بن على(ع) از بطن العقبه بالا رفت و به ياران خود فرمود: نمىبينم خود را جز اينكه كشته خواهم شد. اصحاب گفتند: يا اباعبدالله! علت چيست؟ فرمود: به سبب آنچه كه در خواب ديدم. اصحاب از خواب امام پرسش كردند.
فرمود: در خواب ديدم سگانى به من يورش مىبرند كه در ميان آنها سگى دو رنگ بود كه از همه درندهتر بهنظر مىرسيد. طلحهبن زيد از امام صادق(ع)روايت كرده كه امام حسين(ع)فرمود: سوگند به خدايى كه جانم به دست اوست حكومت بنىاميه براى آنها گوارا نخواهد شد مگر اينكه مرا بكشند و اينها قاتل من خواهند بود.