353است و ابن اثير 1 گفته به دو خاء معجمه است.
بقيع الخيل: 2 اسم آنچه مجاور مصلّاست از بازار مدينه و بقيع مصلّا نيز گويند.
بقيع الزبير: وجۀ تسميهاش آنكه پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - آن را به زبير داده و او در بعضى از آن براى خود خانه ساخته و اين موضع در جوار بنى غنم است و در شرقى اوست بقال و صاحب تاريخ مىگويد: گمان مىبرم كه اين همان رَحَبهاى است كه در محلۀ خدام است در راه بقيع.
بقيع الغَرقد: به فتح غين معجمه نام كبار عوسج است كه در آن موضع بوده آن را بريدهاند و آن موضع را مقبره ساخته يعنى مقبرۀ مشهور معروف كه در فضيلت آن اخبار و آثار بسيار به صحت رسيده.
البكرات: در حماى ضريه است.
البلاط: در فصل آخر باب چهارم [131 - آ] بر وجه استيفا بيان يافت.
بلاكث: به فتح با و كسر كاف و مثلثه در يك طرف برمه است به بطن اضم.
بلحان: به فتح با و سكون لام اطمّى است در مالى كه آن را شجره نامند و امروز مشهور است به شجيره به صيغۀ تصغير.
بلده: به سكون لام است.
بليده: تصغير ما قبلش هر دو معروفاند نزديك موضعى كه مسمّاست به فقيره 3.
بُواطان: 4 به ضم اول و فتح نيز قولى است و طاء مهمله دو كوهاند در شامى اشعر كه اصلشان يكى و سرهاى ايشان مفترق است و ميان هر دو عقبهاى است كه اصحاب محل به آن راه سلوك مىكنند.