250مىگويد: بسيارى از آن بلاط را خاك پوشيده و چيزى از آن ظاهر نمانده الّا در حوالى مسجد و بعضى مواضعى كه در جهت خانههاى امراى مدينه است و اعظم بلاط همان است كه در مقابل بابالسّلام است [92 - آ] اول خانه[اى] كه در ميسرۀ اوست در نزد مصلّا يعنى در دست چپ كسى كه از بيرون متوجّه مسجد شريف است، دار ابراهيم بن هشام است و در ميمنۀ او مايل به مغرب دار سعد بن ابى وقاص است و ميان اين دو خانۀ مذكور راهى است و بعد از دار سعد در ميمنه هم دار سعد است - رضىاللّٰه عنه - كه از ابو رافع مولاى رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - گرفته خانه[اى] كه در بقّال داشت به او در عوض داده بود؛ در ميسره در مقابل خانۀ دوم سعد هم دار سعد است - رضىاللّٰه عنه - و گشادگى راه در ميان اين دو خانه ده گز است و اين خانههاى سعد - رضىاللّٰه عنه - همه صدقه است و بعد از خانۀ دوم او در ميمنه دار آل خراش كه معروف است به دار نوفل و در پس او از جانب قبله، كُتاب يعنى مكتب عروه كه مردى بود از يمن و تعليم مىكرد خُردان را و در اين كتاب است مسجد بنى زريق و بعد از دار آل خراش در ميمنه دارالربيع است كه آن را دار حفصه نيز گويند.
بعضى از مورخان مدينه در قبله دار ربع سه دار، ديگر ذكر كردهاند كه بعضى از آن سه خانه در قبلۀ بعضى ديگر است و سوم آنها در جهت قبله خانۀ عمار ياسر است - رضىاللّٰه عنه - و در شرقى خانۀ عمار خانۀ عبدالرحمان بن الحارث است و در غربى اين خانههايى كه در جهت قبله صف كشيدهاند كُتاب عروه و مسجد و در بنى زريق است و در شرقى خانههاى مذكور زقاق دار عبدالرحمان بن الحارث و مقصود از ذكر اين خانهها معرفت مسجد بنى زريق و دانستن زقاق عبدالرحمان مذكور است و بعد از آن خانۀ ربيع در ميمنه دار ابى هريره است و بعد از آن در ميمنه آن زقاق دار عبدالرحمان بن الحارث است و به زودى اين زقاق خواهد مذكور شد به تقريب بازگشتن رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - از نماز عيد و همچنين دار ابوهريره نيز ذكرش خواهد آمد.
و صاحب تاريخ مىگويد: آنچه مرا بعد از تأمّل [92 - ب] ظاهر شد آن است كه اول