233محل بيرون برآوردهاند و مگر قبهاى كه در صحن مسجد است و اين همه بليه در مقدار ده درجه از شب بوده و مسجد شريف همچو درياى آتش شده از آتش موج مىزده و شرارهاى او به خانههاى همسايهها مىافتاده، ليكن ضررى از آن شرر 1 نمىرسيده.
و صاحب تاريخ [كه] در اين حريق به سبب [حج] عمره در مدينۀ شريفه حاضر نبوده 2 مىگويد:
امير مدينه قسيطل 3 به من خبر داد كه شخصى از عربان صادقالقول پيش از آن واقعه به يك شب ديده كه در آسمان ملخ منتشر شده و در عقيب آن آتش عظيم روى نموده و رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - آن آتش را گرفته و گفته كه اين را باز مىدارم از امت خود. و نيز مىگويد كه جماعتى به من اخبار نمودند كه مشاهده كردهاند كه مرغان سفيد در حوالى آتش مىگشتهاند به حيثيّتى كه پنداشتهاند كه مگر ايشان آتش را باز مىدارند از خانههاى همسايهها با وجود آنكه مرغان ديگر بسيارى از ايشان از آن آتش گريخته به بيرون شهر برآمده بودهاند و چون صباح شده مردم به كشتن آتش كه بر بالاى قبه بر سقف حجرۀ شريفه بود و مبادرت نمودند و بعد انطفاى آتش ديدند كه حجرۀ شريفه كه سقف او را به قبۀ لطيفه ابدال كرده بودند از احتراق سالم مانده و چيزى از آثار اين حريق به درون حجرۀ شريفه درنيامده 4 با وجود آنكه كوههاى بلا همچو قبۀ بزرگ بالا و سقف مسجد اعلا بر بالاى آن ريخته و مع آنكه در اين حجره سنگ سفيد كه زود از آتش متأثر مىشود كار كرده بودند و حال آنكه سنگهاى سياه ستونها كه بطىء التأثر است بسيارى از آنها از تأثيراتش ريخته و متفتّت شده بود [84 - آ] و صد و بيست و چند ستون افتاده بوده ليكن ستونهاى ملاصق حجرۀ شريفه نيز محترق نشده بود و روضۀ شريفه وصندوق مصلّاى شريف ومقصورهكه درحوالىحجرۀ شريفه است سوخته بود و سر منارۀرئيسيه وطلاقهايىكه جانبصحن مسجداستاكثرآن افتاده بود پس پيشگاه مسجد را اميرو قاضى وعامّۀ اهل مدينه ازرجال ونساو صبيان تقرباً الى اللّٰه تعالى از آن سوختگيها و