144
فصل سوم 1در بيان تكريم و تشريف حق - سبحانه و تعالى - اوس و خزرج را به
متابعت و مبايعت حضرت رسالت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم
- در عقبۀ اولى و ثانيه و شمّهاى از احوال هجرت آن سرور - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - از مكه به مدينه و نزول نمودن آن حضرت به قبا.
چون حق - سبحانه و تعالى - اراده اظهار دين رسول خود كرد، رسول - صلى اللّٰه عليه وآله وسلم - در موسمى كه 2 نفرى از انصار را ملاقات كرد بيرون آمد و نفس شريفش را به قبايل عرب عرض نمود چنان كه عادت مُباركش بود در هر موسم حج ناگاه در نزد عقبه، رهطى 3 و 4از خزرج را ملاقات نمود و به ايشان گفت كه آيا شما از موالى يهوديد؟ گفتند آرى! پس ايشان را به اسلام دعوت كرد چون ايشان از ديار يهود بودند و هر گاه كه ميان ايشان و يهود جنگ مىشد، يهود مىگفتند كه هر آينه زود باشد كه نبىّ ما مبعوث شود [45 - آ] و ما به همراهى او با شما مقاتله كنيم همچو عاد و ارم. چون رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - به ايشان سخن كرد بعضى از ايشان به بعضى ديگر گفتند كه اين همان نبىّ است كه يهود؛ شما را از او مىترسانيدند پس بايد كه يهود به شما پيشدستى نكنند به دريافت صحبت شريفش. پس ايشان اجابت دعوت كردند و گفتند كه ما ترك قوم خود كرديم بنابر آنكه هيچ قومى نيست كه عداوت و شرارت در ميان ايشان باشد چنان كه در ميان قوم ما. اگر خداى تعالى قوم ما را به بركت مجتمع سازد هيچ مردى