142كرد. شخصى از يهود كه دويست و پنجاه سال عمر يافته بود پيش آمد و گفت: اى ملك كار تو بزرگتر از آن است كه به اندك چيز غضب بر تو راه يابد و به درستى كه تو نمىتوانى كه مدينه را خراب سازى زيرا كه او محل هجرت پيغامبرى است از نسل اسماعيل - عليهالسلام - كه از كعبه خواهد برآمد پس تبع ترك آن داعيه نموده آن يهودى را با يهود ديگر گرفته به جانب مكه آمد و خانۀ كعبه را جامۀ نو پوشانيد و به آن دو يهودى به جانب يمن رجوع نمود و به دين ايشان درآمد.
در خبر است كه خانۀ ابو ايّوب انصارى - رضىاللّٰه عنه - كه ذكرش خواهد آمد بناى تبع اول است كه نامش تبان 1 أسعد بن كلكيكرب است و گفتهاند كه او به مدينه مرور كرد و به او چهار صد كس از علما همراه بودند و علما با همديگر عهد كردند كه از مدينه بيرون نشوند. تبع سبب آن از ايشان پرسيد، ايشان گفتند كه ما در كتاب خود مىيابيم كه اين محل هجرت پيغمبرى است كه نام شريفش محمّد - صلى اللّٰه عليه وآله وسلم - است پس ما در آنجا اقامت مىكنيم به اميد آنكه آن حضرت را دريابيم. پس تبع براى هر يك از ايشان خانهاى بنا كرد و هر يك را جاريهاى به زنى داد و مال بسيار به ايشان بخشيد و نامهاى كه مُتضمّن اسلام او بود نوشت و پيش ايشان گذاشت و ختم نمود و فرمود كه اگر پيغامبر را دريابند يا فرزندان ايشان دريابند نامه را به آن حضرت رسانند و از آن نامه است اين دو بيت:
شهدت على احمد انّه
و خانهاى براى آن حضرت - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - بنا كرد كه هر گاه به مدينه قدوم شريف ارزانى دارند در آن خانه نزول فرمايد. گفتهاند كه خانۀ ابوايّوب همان خانه است و ابو ايّوب - رضىاللّٰه - از فرزند همان عالم است كه نامه نزد او بود و انصار فرزندان علماى ديگرند و گفتهاند كه نامه نزد ابو ايّوب بود و در وقت قدوم به نظر شريف [44 - ب] آن حضرت رسيد.