139در زمان موسى - عليهالسّلام - [است] و خواهد آمد در اسماى بقاع، ذكر وجود قبرى به حما كه مكتوب است بر وى «انا رسول، رسول اللّٰه سليمان بن داوود - عليهماالسلام - الى اهل يثرب» و در روايتى «رسول رسول اللّٰه عيسى بن مريم الى اهل قرى عرينه». و ابن زباله از پيران اهل مدينه روايت كرده كه گفتهاند كه ساكن مدينه در زمان گذشته صعل 1 و فالج 2 بودند، داوود - عليهالسلام - ايشانرا غزا كرد واز ايشان صدهزار دختراسير گرفت [42 - ب] و گفتهاند كه خداى تعالى بر ايشان كرم را مسلط ساخت تا هلاك شدند و قبور ايشان اين است كه در كوه و دشت است به ناحيۀ جُرف.
زنى از ايشان باقى مانده بود معروف به زهره كه ساكن مدينه بود از مردى كرايه كرد كه به جايى بيرون رود، چون نزديك رسيد كه سوار شود كرم او را فرو گرفت پس با او گفتند كه ما مىبينيم كه كرم تو را فرو مىگيرد گفت به همين كرم قوم من هلاك شدند و بعد از آن گفت كه «ربّ جسَدٍ مصون و مال مدفون بين زهره و رانون» و بعد از آن كرم آن زن را كشت.
گفتهاند: قومى بودند كه ايشان را بنوهف و بنومطر و بنوالازرق مىگفتند در ما بين مخيض تا غراب الصّٰايله تا قصّاصبن تا طرف احد پس اين آثار ايشان است در آنجا و از عروة بن الزبير مروى است كه عماليق منتشر شده بودند در بلاد و ساكن شده بودند در مكّه و مدينه و جميع حجاز، پس استكبار كردند و از حد تجاوز نمودند و در آن هنگام كه خداى تعالى موسى را - عليهالسلام - بر فرعون لعين نصرت داد و شام را پاكوب لشكر او گردانيد و مفسدان آن ديار را هلاك ساخت، لشكرى از بنىاسرائيل به سوى مدينه تعيين فرمود و امر نمود كه هيچ بالغى را زنده نگذارند. پس لشكر بنىاسرائيل به مدينه رسيدند و خداى تعالى ايشان را نصرت داد و ايشان آن قوم مُتمرد را هلاك ساختند و پسر ملك ايشان ارقم را كه به غايت صاحب جمال بود اسير كردند و گفتند كه او را زنده نگاه مىداريم تا به موسى - عليهالسّلام - برسيم ببينيم 3 كه رأى شريفش در حق او چيست؟