111هنوز مُتفرق نشده بوديم و حديث ما با هم ديگر هنوز دراز نشده بود كه آن مرد درآمد گويا كه در چشم او هيچ ضررى نبود. از اين احاديث ثابت شد كه توسّل به آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - سنت حسنه و سيرت صالحه است با معقوليت آنكه ذكر محبوب محبوب است و توسّل و تَشَفُّع به آن مرغوب و عادت نيز به آن جارى است كه توسّل و تشفّع كنند نزد بزرگى ديگر و چه كس محبوبتر و بزرگتر باشد نزد حق - سبحانه - از آن سيّد اوّلين و آخرين - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و همچنين جايز است توسّل و تشفّع كردن به ساير صالحين و صريح است در اين معنى استسقا نمودن عُمر به حضرت عباس - عمّ رسولاللّٰه - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و باريدن به آن سبب چنان كه در حديث وارد است. امام ابوبكر بن المقرى حكايت كرده كه من و طبرانى و ابوالشيخ در حرم رسول بوديم - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - وجوع در ما تأثير تمام كرد و آن روز چيزى نخورده بوديم چون وقت عشا شد به حضور قبر شريف رفتيم و گفتيم يا رسول اللّٰه الجوع و بازگشتيم و خواب كردم من و ابوالشيخ و طبرانى نشسته بوده در چيزى نظر مىكرد ناگاه علوى زادهاى 1 حاضر شد به دو غلام با هر يك زنبيلى كه در آن چيزى بسيار بود پس نشستيم و خورديم و باقى را پيش ما گذاشت و گفت: اى قوم مگر شما به رسول اللّٰه - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - شكوه كردهايد كه ايشان را در خواب ديدم و مرا امر كردند به آنكه پيش شما چيزى بياورم. 2ابوالعباس بن نفيس مقرى ضرير حكايت كرده كه گرسنه شدم در مدينه سه روز، پس آمدم به قبر اطهر و گفتم يا رسولاللّٰه گرسنه شدم و بعد از آن اندك خواب كردم جاريهاى آمد و به پاى خود مرا زد برخاستم و با او به خانه رفتم نان گندم و پارهاى خرما و روغن به من داد و گفت يا اباالعباس به تحقيق كه [30 - آ] جدّ من مرا به اين امر فرمود هر گاه گرسنه 3 مىشوى پيش ما بيا و در اين معنى وقايع بسيار و حكايات بىشمار است.