124خوشحال شد. على عليه السلام به او محبّت فراوان كرد اما هنگام خدا حافظى، فرمود: اى صعصعه، اين ديدار تكليف من بود؛ مبادا آن را موجب فخر و مباهات بر ديگران قرار دهى! صعصعه پاسخ داد: نه، يا اميرالمؤمنين، بلكه آن را اجر و ذخيرۀ آخرت مىدانم. على عليه السلام فرمود: به خدا قسم من تو را كم هزينه (براى نظام اسلام) اما پرتلاش مىبينم. صعصعه پاسخ داد: به خدا قسم شما در نظر من بسيار آگاه به خداوند هستى و او در نظر شما بزرگ است. شما نيز نزد پروردگارت جايگاهى بلند دارى و اهل حكمت و نسبت به مؤمنان مهربان و رحيم هستى.» 1امام علىبن موسىالرضا عليهما السلام نيز در ملاقاتى كه با احمدبن محمدبن ابىنصر بزنطى، داشتند، از صعصعه تجليل زياد كرد و به همين داستان اشاره فرمود. 2
جنگهاى پياپى
در جنگ جمل، بعد از آنكه زيد و سيحان (دوبرادر صعصعه) به شهادت رسيدند، صعصعه خود پرچم لشگر را به دست گرفت و در جنگ صفين، بعد از آنكه معاويه جلوى جريان آب را بست، على عليه السلام صعصعه را براى گفتگو نزد معاويه فرستاد و فرمود:
«به او بگو: ما مسير خود را طى مىكنيم و دوست نداريم قبل از آنكه حجت را تمام كنيم، آغازگر جنگ باشيم؛ پس از اطراف آب كنار رويد تا ببينيم سرنوشت ما و شما به كجا مىانجامد، در غير اين صورت، جناح پيروز، آشامندۀ آب خواهد بود.»
صعصعه اين پيام را به معاويه رسانيد. معاويه رو به همراهان خود كرد و از آنها نظر