122
6 . آشنايى با معارف اهلبيت عليهم السلام
روزى على عليه السلام در مورد خروج دجّال و اوصاف او سخنانى گفت و در ضمن آن فرمود: «قاتل دجّال همان است كه عيسىٰ عليه السلام پشت سرش نماز مىگزارد.»
يكى از حاضران به نام «نَزّال بن سبره» به صعصعه گفت: «مقصود از اين فرد كيست؟ صعصعه پاسخ داد: كسىكه عيسى عليه السلام به او اقتدا مىكند، دوازدهمين فرزند از عترت پيامبر صلى الله عليه و آله است و نهمين فرزند از فرزندان حسين عليه السلام و او خورشيدى است كه از مغرب اين جهان، از ميان ركن و مقام طلوع خواهد كرد و زمين را از وجود ظالمان پاك و عدالت را آنچنان حاكم خواهد كرد كه هيچ كس بر ديگرى ظلم نكند.» 17 . تبعيد
او در مقابل انحراف از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و بىعدالتىها آرام نمىگرفت؛ از اينرو، حاكمانى كه سخنانش را تاب نمىآوردند، راهى جز تبعيد او نداشتند. صعصعه دوبار تبعيد شد؛ نخستين بار توسط عثمان از كوفه به شام 2 و دومين مرتبه به دستور معاويه از كوفه به بحرين. 3علاّمۀ امينى ماجراى تبعيد و محل آن را بدينگونه نوشته است:
«پس از آنكه عثمان، وليدبن عقبه را از فرماندارى كوفه عزل كرد و سعيدبن عاص را برآن سرزمين حاكم قرار داد، به وى دستور داد تا با مردم كوفه مدارا كند. از اين جهت، سعيد با بزرگان و قاريان اين شهر جلساتى ترتيب داد و حاضران در اين مجالس افرادى همچون: مالك اشتر، زيدبن صوحان، صعصعةبن صوحان و... بودند؛ اما در يكى از اين گفتگوها بر سر مسألهاى اختلاف درگرفت و همه به سعيد اعتراض كردند. سعيدبن عاص اين ماجرا را به