84صحراى نجف كم بوته، رسيديم به ماهورى عقبه داشت، ديروز كوتاهتر به قدر نيم فرسخ سنگ ريزه داشت ريخته، سنگ هاش دنده دنده بود. تا سه ساعت به غروب مانده آمديم منزل كرديم.
يوم جمعه اول آفتاب راه افتاديم، باز همان طريق ماهور، سه فرسخ ديگر آمديم سه بركه ديگر، يكى بسيار كم آب داشت و [ديگرى] آب شيرين بسيار خوب زياد، اين راه سلطانى هر سه فرسخ، سه تا چهار تا بركه و جاى آباد دارد منزل كرديم.
تخريب آثار
شنبه، نيم ساعت به آفتاب مانده راه افتاديم. در اينجا حمام داشته است، كوت خاكستر حمام است، آدم كه ديد مىداند آنجا حمام بوده است،سعود وهابى اين بركهها و بعض آبادى را خراب كرده است، سالى كه با ايل وهابى آمده است نجف و كربلا را گرفته است.
سه ساعت ديگر رسيديم به بركه، جزئى آب داشت و خرابه پهلوش، از آن رد شديم. سه فرسخ ديگر آمديم رسيديم چهار بركه پهلوى هم، دوتاش آب زياد داشت.
دوتاى ديگر بى آب به قدر شصت ذرع طول و چهل ذرع عرض داشت در آنجا منزل كرديم.
يك شنبه، سه ساعت كه راه آمديم از اول آفتاب، رسيديم به دو بركه بى آب خراب، دو ساعت ديگر كه آمديم به سه بركه ديگر رسيديم كه خاك پر بود و آب نداشت.
دو ساعت ديگر كه رفتيم، رسيديم به بركه مربع [كه] آب كثيفى ته آن بود، خرابهها پهلوش، يك فرسخ ديگر آمديم بركه و برجى بلند بود كه همان سال وهابى ايستاده خراب كرد. زيرش را خالى كرده است برج افتاده است. الان 1 به قدر چهار پنج ذرع آن درست است، [مثل] حلقه روى زمين افتاده است.
هر اوقات پيشها، حاج [در] برگشتنش آنجا مىرسيد، آن برج را چراغان مىكردند.
اهل نجف مىدانستند حاج آمده، فردا از نجف پيش واز مىآمدند.