66دارد و علف هم كم، همه سمت كوه هست، لكن صحرا همش صاف و ريگ سياهى به دامنهاش دارد، و پنج ساعت به غروب مانده منزل گرفتيم.
دوشنبه، يك ساعت به آفتاب مانده نماز خوانديم و راه افتاديم، دو فرسخ كه آمديم به يك دره پر سنگى رسيديم، رودخانه و سنگهاى سرخ تكه تكه، زياد ريخته در آن رودخانه، نهار خورديم، روانه شديم به سمت مشرق و شمال، ماهورهاى كبود و درخت خار و علفش هم خوب است، تا سه ساعت به غروب مانده منزل كرديم.
قاصدى از مدينه حاج روانه كرده بودند، كاغذ حاجىها را ببرد نجف اشرف و طهران و ساير جاها، نزديك منزل ديديم دو نفر آدم لخت مىآيند، نزديك شدند ديديم قاصدهايى كه از مدينه روانه شدهاند، عرب آنها را گرفته زلول هاشان را گرفته با رخت هاشان، سرشان داده، گفتم مرحبا زود كاغذها رسيده.
ده مخروبه
هيجدهم يك ساعت به آفتاب مانده راه افتاديم، زمين امروز صاف، درخت خار تك تك، دو فرسخ كه آمديم رسيديم به ده خرابه، 1 ده بيست نخل دارد و رودخانه كوچكى، در گودال هاش آب متعفن شور، از قديم در پهلوى رودخانه قنات بوده است خراب شده، در آنجا پياده شديم نهار خورديم، مشكها را آب كرده روانه شديم.
پنج ساعت به غروب مانده منزل گرفتيم، همه سمت هم كوه هست. لكن نيم فرسخ [يا] يك فرسخ دور از جاده، از منزل عرب حربى بيرون آمديم.
چهارشنبه نوزدهم محرم يك ساعت به طلوع آفتاب مانده راه افتاديم. اطراف كوهها، تكه تكه مثل كوهها چشمۀ... و قدرى سر بالا، يك گردنه بسيار كوچكى به قدر دويست قدمى مىشد، تك تك درختهاى خار مغيلان داشت، دو فرسخ كه آمديم رسيديم به چاهى آبش بسيار خوب بود، از آنجا دو فرسخ ديگر كه آمديم از آن كوهها