132پرسيدم تقصير و خلاف او چه چيز است؟ گفت آن آدم يك نفر دزد و قطّاع الطريق و قتّالى 1 بوده است، چند ماه قبل توسط رياست امنيه كلّ مملكتى دستگير، و به نظميه سپرده شده، در استنطاق 2 بود، بعد از تكميل استنطاق و اثبات جرم و خلاف، امروز حكم اعدامش [را] داده، به سر دار عدالت زدهاند.
پس از تكميل اطلاعات حركت كرده، از مواظبت و مراحم امناى محترم دولت عليه، و قدرت و جانفشانى اجزاى امنيّههاى كلّ مملكتى، در همه جا و در هر نقطه امنيّت برقرار [مىگردد] كه به قول گذشتگان كه مىگويند، طلا را بگذار به سر، هر كجا خواهى برو، كه حقيقتاً همين طور بوده، كه بنده از وفور امنيت و شادى، اين دو بيت را بداهتاً، انشاء و سرودم:
زعدل شه چه شود ملك كشورش آباد
واقعاً امنيت است كه ملك و ملّت را احيا، و بقاى مملكت و رعايا بسته به امنيت [است] كه جنبيت هيچ مملكت، به طرف ترقى و تعالى سير ننموده، مگر در تحت لواى استقلال و امنيّت.
بارى! وقتى كه وارد گمرك خانه شديم - كه در دو فرسخى شهر واقع بوده - يك دفعه ديديم چند نفر از گمرك خانه بيرون آمده، دور اتومبيل ما را گرفته و اسبابها را به زمين ريخته، بناى تفتيش گذاشته، ولى از وضع و كيفيت تفتيش آنها، زبان از تقرير و بيان، و قلم از تحرير و عنوان عاجز است. ان شاءاللّٰه در وقت مسافرت خودتان بالعيان ديده و خواهيد دانست.
همين قدر مِن باب نمونه عرض مىنمايم: لاله شكارى كه صد سال قبل از «فرنگستان» آمده بود، ته او را شكافته؛ بعد از آن شروع نمودند كفشها را سوراخ كردن، ولى خدا پدرشان را بيامرزد كه گوش ما را سوراخ نكردند، و الا از دست ما رفته بود.
به نحوى از دست اجنۀ انس، خلاص شده حركت كرديم. ولى آن طرف جادۀ