121
كه تا جمله زان استفاده برند
فصل اول
اقل الحاج «لطفعلى اعلائى»، در سنۀ [1348 ه . ق] ششم شهر شوال، با كمال مسرت و خوشحالى، به عزم زيارت «بيتاللّٰهالحرام» از «ابهر» حركت نموده، و علت سرور ما هم دو چيز بوده:
اولا: شوق زيارت «عتبات عاليات» و «بيتاللّٰه» در سر.
ثانياً با شش نفر رفيق صديق، كه در يك اتومبيل ساكن، عبارت از چهار نفر پسر عمو، دو نفر از خويشان نزديك و مهربان؛ به مصداق «الرّفيق ثمّ الطريق». 2اسامى رفقاى مسافرين به تفصيل ذيل:
«حاجى يوسف» و «حاجى سيد محمد علائيان» و آقايان: «حاجى اكبر خان» و «حاجى يداللّٰه خان منصور نظام» كه هر دو پسر عموى مكرماند، و جناب آقاى