98آهنين بر آنها فرود مىآورند» 1 افتادم و از ترس عذاب الهى آشفته گرديدم.
وقتى سلمان، اين حالت معنوى ترس از عذاب الهى را در آن جوان يافت، او را به عنوان برادر خويش انتخاب كرد، با او معاشرت و رفت و آمد داشت، تا اينكه يك روز مطلع شد آن جوان بيمار شده است. بدين جهت به ديدار او رفت و ديد وى در حال جان دادن است، سلمان بالاى سر او نشست و متوجّه شد ملك الموت براى قبض روح آن جوان آمده است، به او گفت: با برادر من مهربانى كن و مدارا داشته باش.
ملك الموت گفت: « يا أبا عَبْدِ الله! إنّي بِكُلّ مُؤمِن رَفيقٌ » 2؛ اى سلمان من با هر شخص مؤمنى به هنگام قبض روح، با مهربانى رفتار مىكنم.
13. عمل به هفت سفارش
سلمان مىگويد: پيامبر محبوبم، حضرت محمد(ص) به من هفت سفارش كرد كه در طول زندگى همۀ آنها را به كار بستم و هيچ گاه از آنها غافل نشدم. سفارشهاى رسول خدا به من چنين بود:
الف) پيوسته (در امور مادّى) به زيردست خود نگاه كنم، نه به بالا