109امّا در مقابل جواب قانعكنندهاى از آنها دريافت نكردند. جز اينكه برخى با توسّل به خشونت، مجلس را تا حدّى آرام كردند و آن روز با اين وضع گذشت. 1
مدتى نگذشت كه رفتوآمدها و تهديدها براى گرفتن بيعت از على(ع) كمكم شروع شد، تا اين كه آن حضرت را با زور شمشير و تهديد به مسجد آوردند (و آن بزرگمرد هم كه براى بر هم خوردن اساس اسلامى كه براى آن خون دلها خورده و شمشيرها زده بود و احياى سريع سنّتهاى پيش از اسلام را احساس مىكرد) در آن هنگام كه با خواندن آيهاى از قرآن، از زبان حضرت موسى بن عمران 2، مظلوميت خويش را بيان داشت و با خطاب به قبر پيامبر(ع) شكوه سر داد و به عنوان بيعت، دست او را به دست خليفه گذاشتند. 3
البته پس از آن معاويه اين حالت بردن حضرت على(ع) را به مسجد، كه به قول خود «چون شتر مهار كرده او را به مسجد مىكشيدند تا بيعت كند» را نكوهش مىكرد، ولى آن حضرت در جواب او مىفرمود: