105محمدبن مسلمه و... 1
در ميان اين هياهوها و نگرانىها و از سويى هيجانهاى مغرورانه و قدرت مآبانه، حضرت على(ع) سوار بر استر پيامبر(ص) از راهى مىگذشت. سلمان در ميان گروهى حضور داشت، آن حضرت را ديد و از جا برخاست و با يك دنيا ايمان و شهامت فرياد برآورد: « ألا تَقُومونَ؟ تأخُذُونَ بِحُجْزَتِهِ، تَسألونَهُ ؟»؛ «آيا بر نمىخيزيد دامن او را بگيريد؟ و از او سؤال كنيد؟»
به خدايى كه دانه را مىشكافد و انسان را از نطفه مىآفريند، كسى غير از وى وجود ندارد، كه شما را به راه و رسم پيامبرتان آگاه سازد. عالِم ربّانى در روى كرۀ زمين فقط اوست و دلها با پناه بردن به او آرامش مىگيرد. اگر على(ع) را از دست داديد، علم و دانش انسانى را از دست دادهايد و انسانيت را به انكار و فراموشى سپردهايد. 2
5. مولاى اعلم
امام باقر(ع) فرمودند:
وقتى على(ع) را با وضع نگرانكنندهاى براى بيعت مىبردند، در ميان افرادى كه اين صحنۀ مظلومانۀو دلخراش را مىديدند، ابوذر و