158و دلپذيرش بهره گرفت. كسى كه در نيايش به سر مىبرد، از خودپسندى دورى مىجويد و در تب و تاب مناجات با معبود دست و پا مىزند، در سايه عبوديتش آرامش مىيابد، ديوار فاصلهها را فرو مىريزد و شهد بندگى را مىچشد. چه خوب است لحظاتى ديدگان را از تماشاى خويشتن و طواف به دور خود برگيريم و نگاهمان را تا افق بىپايان ملكوت اوج دهيم و با نداى «آه پروردگارا!» خود را از خودسرى در اين جهان هدفدار پاك سازيم؛ مگر نه اين است كه:
از ثَرى تا به ثريا به عبوديت او
همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود
سعدى
رابطه دعا و بهداشت روانى
نيايش، ارتباطى صميمانه ميان بنده و خدا، آفريده و آفريدگار، آرامشگر دلهاى نگران و به ستوه آمده و مايه صفاى درون و روشنىبخش روان است. روح همه آدميان در اين دنيا همواره در معرض انواع آلودگى است؛ آلودگى به هوسهاى لجام گسيخته، خودخواهىهاى ويرانگر، كبرورزىهاى ناشى از پيروزى و كاميابى، عقده روانى پس از شكست و به دنبال آن، حسد، كينه، افسردگى، اضطراب و انتقام كه روان آدمى را تيره و او را از راه پاكى و فضيلت و پارسايى منحرف مىسازد.
هر انسانى در اين وضعيت، با نيايش به معناى راستين، به