92
السبيل » است. 1 گرچه براى تقسيم فيئ در آيه شش مورد بيان شده ولى لازم نيست در تمام موارد به طور يكسان تقسيم شود. 2 اختصاص فيئ به رسول خدا صلى الله عليه و آله براى شخص او نيست بلكه براى موقعيت و مقام و جايگاه اوست كه در آيه شش مورد آن بيان شده است.
بعد از زمان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فيئ مربوط به جانشينان بر حق او يعنى ائمه اهل البيت مىرسد و در زمان غيبت به فقهاى عادل بى هوىٰ.
به گفته الميزان مراد از «لِذِي الْقُرْبىٰ » اهل بيت پيامبرند.
پيامها:
1- قانون فيئ مربوط به تمام مواردى است كه كفار آن را رها كرده و رفتهاند و مخصوص يهود بنى النضير نيست. كلمه « ما » و كلمه « قرىٰ » نشان عموميت است. «مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلىٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرىٰ »
2- اموال مصادره كفار فرارى در اختيار رهبر آسمانى است. «مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلىٰ رَسُولِهِ »
3- نظام اسلامى به پشتوانه اقتصادى نياز دارد كه يكى از آنان فيئ و اموالى است كه بدون جنگ بخاطر فرار يا مثار كه كفار از منطقه نصيب مسلمانان مىشود.
«مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلىٰ رَسُولِهِ ...»
4- رعايت ادب و شئون لازم است (اول نام خدا بعد رسول و ديگران). «اَللّٰهُ عَلىٰ رَسُولِهِ ...»
5 - هر كجا با تلاش رزمندگان به غنايم رسيديم، بخشى