195
قربانى
وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَكُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَكُمْ فِيهٰا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَيْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذٰلِكَ سَخَّرْنٰاهٰا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (حج، 36)
و (قربانى كردن) شترهاى چاق را براى شما از شعائر الهى قرار داديم، در آنها براى شما خير است، پس (هنگام قربانى) نام خدا را بر شتران در حالى كه ايستادهاند ببريد، پس چون به پهلو افتادند (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخوريد و به فقير قانع و فقيرى كه روى سؤال ندارد اطعام كنيد، بدين گونه حيوانات قربانى را براى شما (رام و) مسخّر كرديم، تا شايد شكرگزارى كنيد.
نكتهها:
كلمهى «بُدن» جمع « بُدنَة » است به معناى شتر سالم و فربه، و «صَوافّ» حيوانى است كه زانوى خود را صاف نگاه داشته است.
جملهى «وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا» يعنى استقرار به پهلو و كنايه از جان دادن حيوان است.
« قانع » فقيرى است كه قانع است و «مُعتَرّ» فقيرى را گويند كه نيازمند است، امّا حرفى به زبان نمىآورد، ولى به قصد كمك گرفتن از كنار شما عبور مىكند. 1