161نظر مالى و بدنى، وفراهم بودن شرايط بيرونى. «مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً»
8 - استطاعت شرط حج است. 1«مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ »
9- انكار حج و ترك آن، سبب كفر است. «وَ مَنْ كَفَرَ»
10- فايدهى انجام دستورات الهى، به خود انسان برمىگردد وگرنه خداوند نيازى به اعمال ما ندارد.
«فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ »
11- خداوند دعوت مىكند، ولى منّت نمىكشد. «عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ ... مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ »
لاٰ أُقْسِمُ بِهٰذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ (بلد،1-2)
به اين شهر سوگند. در حالى كه تو در اين شهر ساكن هستى.
نكتهها:
در معناى آيه «وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ» نيز مىتوان چنين گفت: دست تو در اين شهر باز است و هر كار و تصميم كه روز فتح مكه در بارهى مخالفان بخواهى مىتوانى بگيرى. يا اينكه: در مكه همه چيز محترم است ولى جان و مقام تو محترم نيست مردم مكه اهانت و قتل تو را حلال مىدانند.
در قرآن 8 بار جمله «فَلاٰ أُقْسِمُ » به كار رفته است و اهل تفسير و ترجمه و نحو به دو دسته تقسيم شدهاند، گروهى معنا كردهاند كه قسم مىخورم (و حرف لا را زايد دانستهاند) و گروهى سوگند نمىخورم دانستهاند. يعنى به شهرى كه اهانت به تو را در آن حلال مىدانند سوگند نمىخورم.