38
«ابراهيم امت بود؛ يعنى معلّم خير و نيكى بود.»
راغب در معناى آيه گويد:
«أي كان قائماً مقامَ جماعة في عبادة اللّٰهِ، وقيل امّةً منحصرةً في واحدٍ مُدّةً من الزمانِ لم يكُ على الأرضِ موحّدٌ يوحّدُهُ» 1
«ابراهيم فردى بود قائممقام گروه در عبادت خدا و برخى گفتهاند: در برههاى از زمان كه موحدى در زمين وجود نداشت، ابراهيم امت منحصر بهفرد بود».
و هرگاه «امّ» به باب افتعال برود؛ مانند «ائتَمَّ» به معناى اقتدا كردن و پذيرش امامت كسى مىآيد. و «امام» از همينجا اخذ شده است. «و الإمامَ مَنْ يأتَمُّ به الناسُ من رئيسٍ أو غيرِه». 2
نظاير اين مفاهيم و معانى را مفسّراننيز در كتب تفسير آوردهاند.
تبيان طوسى، از ابن مسعود آورده: «اُمّةً، أي معلِّمَ الخيرِ» و عن قتادة «إمام هدىً» 3 ابن مسعود امت را به معناى «معلم خير و نيكى» و قتاده به معناى «رهبر هدايت» گرفتهاند.
طبرسى در مجمعالبيان گويد: «اُمّةً، قيل: قُدْوَةً و معلِّماً للخيرِ» و ابن أعرابى گويد: «يقال للرجلِ العالِمِ امّة» و قيل: «إمام هدًى» «گفتهاند كه امت پيشوا و معلّم خير است. ابن اعرابى گويد به مرد عالم نيز امّت گفته مىشود، و نيز به امام هدايت».
«و قيل سمّاه امةً لأنّ قِوامَ الأمّةِ كان به و قيل: لأنّه قامَ بعملِ امّتِهِ. و