228مرحوم شيخ حرّ عاملى، در كتاب وسائلالشيعه 1 بابى را منعقد كرده، با عنوان «باب عدم استحباب الإهداء الَى الْكَعبة مَعَ الْخَوْفِ مِنْ صَرْفِهِ في غير مستحقّيه» ، يعنى «عدم استحباب هديه به كعبه، با بيم آن كه به دست نيازمندان نرسد.» و ضمن نقل روايت فوق از على عليه السلام مىافزايد:
«رُوِىَ عَن النّبيّ وَ الأَئِمّةِ. قٰالَ: «اِنَّمٰا لا يُسْتَحَبُّ الْهَدْىُ الَى الْكَعْبَةِ لانَّهُ يَصِيرُ الَى الْحَجبَةِ دُونَ الْمَساكِينِ»؛ «از پيامبر و ائمه عليهم السلام روايت شده كه هدى يعنى هديه كردن قربانى يا هر هديۀ ديگرى به كعبه، استحباب ندارد؛ زيرا به دست دربانها و پردهداران مىرسد نه مستمندان و نيازمندان.»
مفهوم اين روايت اين است كه فلسفۀ قربانى و هدايا و هر منفعت اقتصادىِ ديگر، در رابطه با حج، همانا يارى رساندن به نيازمندان و گرسنگان و زدودن فقر و تهيدستى از چهرۀ جامعۀ اسلامى است و اگر قرار باشد سود اينها به جيب افراد بىنياز و ثروتاندوز ريخته شود، چه بهتر كه از آن خوددارى شود. و معلوم است كه در عصر امام صادق و ائمۀ هدىٰ عليهم السلام توليت كعبه در دست كسانى بود كه به خلفاى اموى، مروانى و عباسى وابسته بودند و شايستگى پردهدارى و توليت و امارت حج را نداشتند و هداياى كعبه سرانجام صرف مقاصد آنها و كارگزارشان مىشد و عنوان اعانت به ظالم داشت كه به نص صريح قرآن ممنوع است:
تَعٰاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوىٰ وَ لاٰ تَعٰاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ
2
؛ «به نيكوكارى و پرهيزكارى يارى رسانيد و كمك به تبهكارى و ستمكارى نكنيد».