226جهان مىرسيد، مىتوانست منبعى سرشار از تغذيه براى فقرا و قحطىزدگان جهان باشد و هم ابزارى تبليغى براى اسلام در جهانِ مستضعفان. حال سخن در اين است كه با وضع موجود و شرايط كنونى آيا هنوز هم بايد شاهد سوزاندن گوشت قربانى و دفن شدن آن باشيم؟ يا مىتوان راه حل شرعى براى ذبح در خارج منا و به مصرف رساندن قربانى به شيوۀ معقول، براى آن يافت؟ كه پاسخ اين را فقهاى ما با توجه به شرايط و اوضاع زمان بايد بدهند.
به هرحال قربانى مىتواند يكى از عوامل پابرجايى و قوام ناس باشد؛ چنانكه آيۀ كريمۀ: جَعَلَ اللّٰهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرٰامَ قِيٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلاٰئِدَ.. 1 مؤيد اين مدعا است. آيه مىگويد: خداوند، كعبه اين بيتالحرام را عامل قيام و ايستادگى مردم قرار داد و نيز ماه حرام و گوسفند قربانى و حيوانى كه نشان هدى برگردن دارد و براى قربانى برده مىشود. ظاهر اين است كه: «قِياماً لِلنّاسِ» كه براى كعبه آمده، شامل ماه حرام و «هدى» نيز مىشود. يعنى همۀ اينها از شعائر الهى است و به نوعى در قوام ناس و پابرجايى مردم در امر دينشان و دنيايشان مدخليت دارد و به هرحال آنچه مسلّم است قربانى از آن جهت كه منبع تغذيۀ گروه زيادى از مستمندان است تأمين كنندۀ بخشى از نياز مردم است و آنان را در امر معيشت كه يك ركن زندگى است، يارى مىرساند. بنابراين، يكى از مصاديق «قِياماً لِلنّاس» مىباشد. هم شعار اسلام و توحيد است و هم انفاق در راه خدا و پشتوانۀ معيشت مردم.