219از اين سخن برمىآيدكه قوام معيشت همپاى قوام دين، براى مردم اهميت بسيار دارد. چه، اگر آنها فقير و محتاج شدند ديگر نمىتوانند مستقل باشند و روى پاى خود بايستند و كعبه و حج در اين استقلال و پابرجايى تأثير فراوان دارد. بدين لحاظ اجازه داده شده مسلمين در اين بازار بزرگ اسلامى كه در موسم بطور مستمر جريان دارد، بهعنوان يك مركز تجارى بهره گيرند و تجار و مكاريان و كشاورزان و دامداران فراوردههاى خود را عرضه كنند و از پيشرفت اقتصاد و صنايع يكديگر آگاه شوند و از طريق داد و ستد سود برند كه منافع اين بازار از حجگزاران فراتر رفته و تمامى مسلمانان را دربر مىگيرد.
محمد بن سنان مىگويد: امام على بن موسىالرضا عليه السلام طى نامهاى كه در پاسخ به سؤالاتى چند براى من نوشتند، از فلسفۀ حج نيز سخن گفتند و پس از ذكر اسرار عرفانى و آثار معنوى و فرهنگى و تربيتى و تاريخى، به بعد اقتصادى نيز اشاره فرمودند.
در بخشى از اين نامه آمده است:
«... وَ مٰا في ذلِكَ لِجَميعِ الْخَلْقِ مِنَ المَناٰفِعِ... وَ مَنْفعةُ مَنْ في المشرقِ و المغربِ وَ مَنْ فى البرِّ و الْبَحْرِ مِمَّنْ يَحِجُّ وَ مِمَّن لا يَحِجّ مِنْ تٰاجِرٍ وَ جٰالِبٍ وَ بٰايِعٍ و مُشْتَرٍ وَ كٰاسِبٍ وَ مِسْكيٖنٍ وَ قَضٰاءِ حَوٰائِجِ أهلِ الاطْرافِ وَ الْمَواضِعِ الْمُمكنِ لَهُمُ الإجْتِماع فِيها، كَذٰلِكَ لِيَشْهَدُوا مَنافِع لَهُم» 1؛ «يكى از علل وجوب حج، منافعى است كه از آن براى همه خلق مىرسد. و منافعى است براى كسانى كه در شرق و غرب يا خشكى و دريا هستند؛ چه آنهايى كه حج مىگزارند و يا آنان كه حج به جا نمىآورند؛ اعم از تاجر يا واردكنندۀ كالا، فروشنده يا