147ديگر نسلها منتقل مىكردند و به همين دليل بود كه نداى ابراهيم بر آن محيط تأثير نداشت. اينجا بود كه خداوند براى پىريزى نسل جديدى از انسانها، كه از عوامل مؤثر محيط شرك دور و از آن تسلسل فكرى در امان باشند، طرحى پىافكند. براى اين منظور سرزمين خشك و تفتيدۀ حجاز را، كه در فضايى بسته و دور از محيط شرك حاكم بر جهان آن روز قرار داشت، برگزيد.
نخستين انسان شايسته براى پىريزى نسل جديد در اين منطقۀ بيابانى، بايد كسى باشد كه براى پرداختن چنين بهاى سنگينى، در راه آن هدف الهى آمادگى داشته باشد و او جز ابراهيم عليه السلام نيست. او از وطن و سرزمين خود عراق به امر خداوند رهسپار حجاز شد. آن روز سكونت در حجاز با سكونت در وادى مرگ يكسان بود. و لذا اسكان همسر و كودك خردسال در اين سرزمين سوخته و فاقد آب و گياه، نمونۀ بارز اين فداكارى است.
به علاوه، رؤيايى كه ابراهيم در خصوص ذبح فرزندش اسماعيل ديد و در ميدان عمل در يك نمايش باشكوه از عشق و ايمان و عرفان، به تعبيرش پرداخت و تا آنجا پيش رفت كه كارد بر گلوى فرزند دلبندش نهاد، اينها تفسيرى بر اين حقيقت است كه ابراهيم خليلاللّٰه با دستيارى فرزند و همسرش براى چنين فداكارى بزرگ به تمام معنا مهيا شده بودند تا نسلى جديد از انسانهاى موحد را در آن منطقه دورافتاده، حجاز قديم، پىافكنند». 1راز اين كه تاريخ حيات معنوى ابراهيم و خاندانش در حج مرور