132سنگ و خاك، «نطق» ندارد.
«كوه و دريا و درختان همه در تسبيحند...»
(وَ لٰكِنْ لاٰ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ) 1
* * *
«منا» يك قربانگاه بود،
و... «كربلا»، قربانگاهى ديگر
تنها هاجر و ابراهيم نبودند كه «اسماعيل» را به «مذبح» آوردند،
محمد و على و فاطمه(ع) نيز «حسين» را به قربانگاه عشق فرستادند.
اگر ابراهيم و اسماعيل را مىبايست آزمود،
محمد(ص) و حسين(ع) را نيازى به آزمون نبود.
آن روز كه مشتى از خاك كربلا را، جبرئيل براى رسول خدا(ص) آورد، همۀ قضايا روشن بود و همه تسليم محض بودند.
مگر خود حسين نفرمود:
«رضا الله رضانا اهل البيت، نصبر على بلائه...»
اين، خط كربلايى حسين است،