88زيادى به دمشق داشتند هرچند كه پايتخت سلوكيان، شهر انطاكيه بود. در اين دوره فرهنگ هلنيستى 1 بر شهر دمشق حاكم بوده و شاهد آميختگى فرهنگ شرق و غرب در اين شهر بودهايم و در همين دوران زبان يونانى در اين شهر رايج و متداول بود. در اواخر دوران يونانى در جنوب سرزمين شام دولت عربى نبطيان كه پايتخت آن شهر البتراء بود شكل گرفت، محدوده اين دولت شامل زمينهاى اردن و حوران بود و اين دولت موفق شد كه در سال 85 ق.م در دوران حكمرانى حارث سوم و در سال 37 م. در دوران حكمرانى حارث چهارم شهر دمشق را به تصرف درآورد.
در سال 64 ق.م سپاهيان رومى وارد دمشق شدند و از اين دوره به بعد دمشق يكى از شهرهاى وابسته به امپراتورى روم گرديد و اين شهر در دوران امپراتورى «هادريان» به لقب متروپول يا شهر اصلى دست يافت و بعدها در دوران حكمرانى امپراتورى «سفتيم سيفر» به عنوان مستعمرهاى رومى انتخاب شد.
در اواخر قرن چهارم ميلادى امپراتورى روم به دو بخش شرقى و غربى تقسيم شد و دمشق به همراهى ساير شهرهاى سرزمين شام در بخش شرقى امپراتورى روم كه به امپراتورى بيزانس مشهور شد، واقع گرديد. در سال 612 م. اين شهر به تصرف سپاهيان ساسانى درآمد و مدت پانزده سال در تحت تصرف ايرانيان بود و عاقبت در سال 627 م.
به وسيله «هركول» از دست ايرانيان خارج و مجدداً به تصرف امپراتورى روم شرقى درآمد، اما چندى نگذشت كه در سال 14 قمرى (635 م.) لشكريان مسلمان به رهبرى ابوعبيده جراح و خالدبن وليد اين شهر را فتح كردند و اين شهر يكى از شهرهاى خلافت اسلامى شد. معاويه در دوران پادشاهى خود اين شهر را به عنوان پايتخت حكومت اموى برگزيد و در آن قصرى به نام قصر سبز بنا كرد. شهر دمشق در طول حكومت اموىها به عنوان پايتخت به شمار مىرفت و پادشاهان اموى به توسعه و عمران شهر پرداخته و قصرهاى متعددى در آن بنا كردند و در همين دوران مسجد جامع شهر كه به مسجد اموى