58البته ممكن است اين آيه نشان از اهميت حج باشد چنان كه در آيه 189 سوره بقره نيز خطاب به رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است كه از تو درباره هلالها مىپرسند،بگو آنها وقتنماهايى براى مردم و حج هستند.با اينكه عبارتهايى مثل روزه،خمس و زكات نيز با ماه مشخص مىشوند،اما خداوند متعال،تنها حج را ذكر فرمود تا نشان از اهميت اين عبادت باشد.
پرسش: فلسفه اينكه قرآن كريم از حج به عنوان ميثاق و عهد الهى تعبير مىكند چيست؟ و چرا انجام حج نيز مانند ساير واجبات به سياق خطاب امرى نيست؟
پاسخ: حج،با كرامت ويژهاى كه دارد.عهدى الهى است كه بدان تشرّف جسته مىشود.از اين رو تعبير از وجوب حج به سياق خطاب امرى،آ ن گونه كه در مورد نماز و زكات آمده: «أَقِيمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّكٰاةَ» 1نيست؛بلكه تعبير از وجوب آن به زبان ميثاق و عهد مخصوص الهى است: «وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ» 2و نظير چنين عهدى كه در آن كلمه مركب از لام (لِ) و اسم جلاله آمده و بر متعلّق خود مقدّم شده باشد در عبادات ديگر سابقه ندارد.
اين تعبير خاص،به خوبى نمايانگر اهميت حج است؛گرچه خداوند فرمود:روزه براى من است: «الصوم لى و أنا أجزى عليه» 3،امّا حج نيز واجد روزه است؛زيرا حج گزارى كه قربانى نيابد،بايد سه روز در حج و هفت روز در هنگام بازگشت،روزه بگيرد: «فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيٰامُ ثَلاٰثَةِ أَيّٰامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذٰا رَجَعْتُمْ» 4.
همچنين همۀ نكاتى كه دربارۀ نماز وارد شده در حج نيز تحقّق مىيابد؛زيرا در حج طواف تشريع شده كه خود نماز است.افزون بر اينكه در حج نماز نيز هست؛ چون طواف كننده پس از طواف،نزد مقام ابراهيم عليه السلام به نماز مىايستد: «وَ اتَّخِذُوا مِنْ