135در شأن نزول اين آيه در بسيارى از رواياتى كه از طريق شيعه و اهل تسنن نقل شده چنين مىخوانيم كه در عصر جاهليت،مشركان بالاى كوه صفا،بتى به نام«اساف»و بر كوه«مروه»،بت ديگرى به نام«نائله»نصب كرده بودند و هنگام«سعى»از اين دو كوه بالا مىرفتند و براى تبرك با دست خود آن دو بت را مسح مىكردند.مسلمانان به گمان اينكه سعى ميان«صفا»و«مروه»از سنت جاهلى است،آن را نوعى شرك مىدانستند و كراهت داشتند،تا اينكه خداوند در آيه ياد شده سعى بين صفا و مروه را از «شَعٰائِرِ اللّٰهِ» دانست. 1عدهاى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند:اى رسول خدا! سعىاى كه مردم در صفا و مروه مىكنند به واسطه اين دو بت است و اين موضوع از شعائر الهى نيست؛در اين هنگام،خداوند متعال اين آيه شريفه را نازل فرمود و به آنان فهماند كه«صفا»و«مروه» از شعائر الهى است و اگر مردم نادان،آنها را آلوده كردهاند،دليل اين نيست كه مسلمانان از سعى در ميان اين دو خوددارى كنند.به بيان ديگر سعى بين صفا و مروه يادآور حالت هاجر مادر اسماعيل است كه در سعى خود جفا نكرد و از مروت خارج نشد و حدود را فراموش نكرد.و اين نبود كه براى رسيدن به هدف دست به هر كارى دست بزند،كه سعى او منطبق با سنت است و از حدود الهى تجاوز نكرده است. 2از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود:سعى ميان صفا و مروه بدان سبب مقرر گرديد كه ابليس بر ابراهيم عليه السلام نمايان شد،جبرئيل به ابراهيم دستور داد كه بر او حمله كند و او حمله كرد و ابليس فرار كرد و ابراهيم در پى او دويد،از اين جهت سعى ميان