132نيست،آزمود.
در حالى كه خداوند متعال،مناطق آبادى در كمال اعتدال آفريد،به گونهاى كه تفاوت دماى زمستان و تابستان آنها بسيار اندك است.اگر خانه خدا در چنين مناطقى بود محل تفريح و تفّرج مرفهان مىگشت،نه مأمن و محل قيام محرومان.از اين رو سرزمينى را محل آزمون قرار داد كه انسانها در پرتو رياضت ممدوحى كه به واسطه محرمات احرام و نيز مناسك حج و عمره انجام مىدهند،در آن،از آلودگىها و تعلقات،پاك و خالص گردند. 1نمونهاى از آزمون الهى در اين سرزمين آن است كه،از سويى استفاده از عطر و بوى خوش كه بدان ترغيب شده و فضيلت بسيار دارد،در حال احرام،حرام است و از سوى ديگر هنگام انجام مناسك حج و عمره،در تماس و مجالست و همراهى با افراد بدبو،يا هنگام عبور از كنار قربانگاه،دست گرفتن بر منافذ بينى از بوى نامطبوع،حرام است.اين گونه امور انانيّت انسان را شكسته،تفاخر و تكبر را از روح مىزدايد،چنان كه با انجام حج و عمره كامل،آدمى بندۀ وارسته حق مىشود.
نمونه ديگر از امتحان الهى را مىتوان در منع از شكار يافت؛زيرا از طرفى صيد حيوانات صحرايى بر محرم حرام مىشود: «لاٰ تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ» 2و از طرف ديگر آهوان صحرايى يا كبوتران يا ديگر حيوانات شكارى غير دريايى در تيررس يا دسترس محرم قرار مىگيرند تا روشن شود،چه كسى از عهده آزمون الهى بيرون مىآيد و چه كسى از انجام اين فريضه الهى محروم مىشود:
«لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّٰهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنٰالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِمٰاحُكُمْ» 3
خداوند شما را به چيزى از شكار كه دستها و نيزههايتان به آن مىرسد،مىآزمايد.
اين دوره سازندگى آن چنان در جامعه اسلامى مؤثّر واقع شد كه آنان كه از خوردن سوسمار در دوران جاهلى نمىگذشتند و براى شكار آن بر يك ديگر پيشى