122
يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ بَعْدَ عٰامِهِمْ هٰذٰا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شٰاءَ إِنَّ اللّٰهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» ؛كسانى كه ايمان آوردهاند توجه داشته باشند كه مشركان،افرادى پليدند و از اين سال به بعد حق نزديك شدن به مسجد الحرام را ندارند و اگر از بازتابهاى منفى اين حكم بر اوضاع مالى و اقتصادى خود مىترسيد،بدانيد كه جاى نگرانى نيست،چون اين خداست كه هر وقت اراده كند مىتواند آن قدر از سرچشمه فضل و رحمتش بر شما مرحمت كند كه شما را كاملاً بى نياز سازد.
بر اساس اين آيه اولاً،يكى از جنبههاى اين ممنوعيت آن است كه مشرك و كافى، موجودى پليد و شر است و باطنى شيطان صفت دارد.كيست كه امروزه نيز شيطنتهاى مشركان و كفار را نبيند؟ نقشههاى جنگى،فريبهاى سياسى،ضررهاى اقتصادى،استثمار معادن و توانمندىها،استعمار دينى و تهاجم فرهنگى،فقط چند نمونه از آثار اين آلودگى باطنى است.
پس،حكم ممنوعيت ورود اين افراد به مساجد،به ويژه مسجدالحرام،هم تنبيه است براى مشركين و هم نوعى سبك كردن و سرزنش است از طرف خدا براى اينها و هم نشانه زنده و هميشگى است براى مسلمانان كه از ياد نبرند كه دشمن كيست و كار دشمن چيست؟ و اينكه دشمن چونان عقربى است كه حتى اگر به ظاهر آرام باشد باز هم نيش خواهد داشت چون مقتضاى طبيعت كفر و شرك و پليدى اين است. 1ثانياً،به استناد آخرين جمله آيه مزبور، «إِنَّ اللّٰهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» ؛اين حكم ممنوعيت ورود،برخاسته از علم و صفت حكمت خداست.يعنى،حكيم كسى است كه احكامش همگى محكم بوده و مستند به مصلحتها و دفع ضرر است،پس خدا هم «حكيم»بوده و دستور تحريم ورود مشرك و كافر به مساجد،به ويژه مسجدالحرام، مقارن با مصلحت است.
2.ورود مشركان و كفار به مساجد،موجب بر هم زدن«پاكى و طهارت»اين اماكن