117
پاسخ: در هر عبادتى،خلوص اعتبار شده و مورد توجه قرار مىگيرد: «أَلاٰ لِلّٰهِ الدِّينُ الْخٰالِصُ» 1اما تجلّى اين خلوص در برخى عبادات نمايانتر و طرد شرك در آن قوىتر و آشكارتر است.از جمله اين عبادات حج است كه توحيد در آن تجسم يافته و از آغاز تا انجامش نمونهاى از توحيد و طرد شرك است،در ابتداى حج تلبيه است كه حاجى دعوت حق را كه دعوت به اسلام و تسليم است شنيده و اجابت كرده و دعوتهاى غير خدا مانند نفس،و دنيا و جلوههاى دنيا مانند بوى خوش تا فسوق و جدال را نفى كرده است. 2از اين رو حج تجلى توحيد است و ترك آن كفر قلمداد شده است: «وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ» 3.پس حج، ايمان و توحيد است،و ترك آن كفر عملى.
معناى تجلّى توحيد در حج اين است كه اگر توحيد در درجات خود تنزيل كند و در چشم اندازها و مظاهر خويش جلوه گر شود،به حج مبدل مىگردد و اگر حج به سوى خداى سبحان صعود كرده،در معارج راه ترقى طى كند،به خداوند عرش مىرسد،يا به توحيد مبدل مىشود؛يعنى تبديل به عقيدهاى مىشود كه چيزى آن را آلوده نمىكند و يقينى مىشود كه شك و گمان بر آن دست نمىيابد،چنان كه امام صادق عليه السلام فرمود:هيچ مؤمنى دعايى نمىكند مگر اينكه دعايى او بالا رفته و به عرش مىپيوست چنان كه ميان او و خدا حجابى نمىبود 4باز از همان امام همام در دعاى سفر حج،روايت است كه پس از اداى كلمات فرج عرضه مىداشت: «بسم اللّٰه دخلت، بسم اللّٰه خرجت و فى سبيل اللّٰه...» تا آنكه مىگفت: «فإنّما أنا عبدك و بك و لك.» 5
كسى كه به زبان دعا آگاهى و احاطه دارد تفاوت ميان اين سخن آن حضرت كه فرمود: «فإنّما أنا عبدك و بك ولك» را با ديگر ادعيه و اوراد،به خوبى در مىيابد.