99اينك بهسوى شما خواهد آمد. پرسيدند چاره چيست؟ گفت بايد با تمامى يهوديان خيبر كه شمارشان هم زياد است با او به جنگ برخيزيم و از يهود تَيماء، فَدَك و وادىالقُرى هم كمك بگيريم. مشكل بزرگ يهوديان خيبر اين بود كه پس از انعقاد صلح حديبيه ديگر قريش و همپيمانانشان نمىتوانستند به آنان كمك نظامى كنند. يهوديان فقط مجاز بودند از قبايلى مانند بنىسعد و غطفان كه با قريش پيمان نداشتند كمك نظامى بگيرند.
حركت به سوى خيبر
رسول خدا(ص)، نُميلة بن عبدالله ليثى و يا سِباع بن عُرْفُطَه غفارى را در مدينه به جانشينى خود گذاشت و با هزار و چهار صد نفر و دويست اسب در صفر سال هفتم هجرت و يا به روايت ابن اسحاق 342/2 در اواخر محرم رهسپار خيبر گرديد. سپاه را كسانى تشكيل مىدادند كه در حديبيه شركت كرده بودند، تنها فردى كه در حديبيه شركت كرد ولى در خيبر حضور نداشت جابربن عبدالله انصارى بود. بيست نفر زن نيز از جمله صفيه، امسلمه و امعماره در جنگ خيبر شركت كردند. پيامبر(ص) پرچم را به دست اميرالمؤمنين سپرد و به روايتى پرچمى هم به حُباب بن مُنذر و پرچمى ديگر به سعد بن عباده داد.
واقدى 660/2 از ابورُهْم غفارى نقل مىكند كه گفت ما هنگام خوشه بستن خرما به خيبر رفتيم كه گويا اوايل فصل بهار بوده و هنوز گرماى شديد شروع نشده بود، زيرا سرزمين خيبر بسيار گرم و سوزان است.
واقدى 638/2 گويد: پيامبر همراه سپاه از مدينه خارج شد و از