39به سوى يكديگر تيراندازى مىكردند.
درخواست مذاكره
بنىقريظه مدتى در محاصره به سر بردند و از سوى مسلمانان به آنان تيراندازى مىشد. واقدى 501/2 گويد: يهوديان ناچار جنگ را رها كرده و به پيامبر پيشنهاد مذاكره دادند. پيامبر پذيرفت، بنىقريظه نَبّاش بن قيس را براى مذاكره فرستادند، او ساعتى با آن حضرت مذاكره كرد و براى فرار از مجازات حق و شمشير عدالت و نيز توطئه و فتنهگرى در آينده همچون يهوديان بنى نضير، گفت ما به همانگونه كه بنىنضير تسليم شدند تسليم مىشويم. اموال و سلاح ما از شما باشد، خون ما محفوظ بماند و ما با زنان و كودكان از شهر بيرون برويم و از اموال فقط به اندازه بار شترى غير از سلاح از آن ما باشد. رسول خدا نپذيرفت. نَبّاش گفت: ما به همان بار شتر هم احتياج نداريم. پيامبر فرمود: «نه، مگر آنكه تسليم فرمان من شويد». نَبّاش نزد ياران خود بازگشت و حاصل گفتگوى خود را به اطلاع آنان رساند.
به نقل ابناسحاق 246/3 و واقدى 502/2 در اين هنگام كعب بن اسد رو به بنىقريظه كرد و گفت: اى گروه يهود مىبينيد كه چه بر سرتان آمده است. اكنون سه كار را به شما پيشنهاد مىكنم؛ از اين مرد پيروى كنيم به خدا سوگند شما مىدانيد محمد فرستاده خداست، در اين صورت بر جان و مال و فرزندان و زنان ايمن خواهيد بود. گفتند ما هرگز دست از تورات برنمىداريم. گفت پس بياييد فرزندان و زنانمان را بكشيم و آنگاه بدون آنكه نگران بازماندگان خود باشيم با شمشيرهاى آخته بر محمد و ياران