29بوده است. لذا وقتى عكرمه پرسيد كدام گروگان؟ كعب گفت همانى كه خودتان شرط كرديد. گفت چه كسى شرط كرده است؟ گفت حُيى بن اخطب. به روايت قُرْب الاسناد 133/ اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «به رسول خدا(ص) خبر رسيد كه بنىقريظه كسى را نزد ابوسفيان فرستاده و گفتهاند هنگامى كه شما با محمد برخورد كرديد ما شما را كمك و يارى مىكنيم. رسول خدا(ص) برخاست خطبه خواند و فرمود: همانا بنىقريظه كسى نزد ما فرستادهاند كه وقتى ما با ابوسفيان به جنگ برخيزيم ما را كمك و يارى دهند. آنگاه اين مطلب به ابوسفيان رسيد و او گفت يهود خيانت كردند. سپس مسلمانان را رها كرد و رفت».
به هر حال هر چه بوده اين مطلب مسلم است كه اختلافى بين مشركان و يهوديان رخ داده، حال علت آن چه بوده، بهنظر مىرسد كه خود پيامبر در اين كار نقش اساسى داشته است. گرچه نعيم نيز در اين ماجرا بدون تأثير نبوده است. اما اينكه علت اصلى بازگشت قريش تخلف بنىقريظه بوده به هيچ وجه صحيح نيست و در آينده از آن سخن خواهيم گفت.
لشكريان خدا
واقدى 488/2 گويد: شب شنبه كه فرا رسيد خداوند باد و توفان سهمگينى را برانگيخت كه همه اسباب و وسايل مشركان را به هم ريخت و واژگون ساخت. حذيفة بن يمان گويد پيامبر(ص) در آن شب به پاخاست و تا يك سوم از شب گذشته نماز خواند. آنگاه رو به ما كرد و گفت: «كيست برخيزد و بنگرد اين گروه چه كردهاند و سپس